بوم ناب

بوم ناب همان بوم کسب و کار است در واقع بوم ناب کسب و کار،نسخه ی بهینه شده ی بوم مدل کسب و کار برای استارت آپ ها است.

با این تفاوت که چهاربخش جدیدی جایگزین چهار بخش قبلی بوم کسب و کار شده است که در ذیل به آنها اشاره میکنم

  1. مسئله یا مشکل (Problem) :  شما هر ایده ای داشته باشید
    احتمالا برای رفع یک مشکل یا ایجاد یک تجربه لذت بخش در کاربر شکل گرفته است ،
    به گونه ای این بخش یک نقطه شروع خوب برای راه اندازی یک استارتاپ است ،

    مردم  در یک حوزه خاص مثل سلامت ، تهیه مواد غذایی ، مطالعه و…با چه مشکلی رو برو هستند ؟


    چه دغدغه هایی در زندگی روزمره آنها وجود دارد ؟


    آیا واقعا این مسئله یا مشکلی که در این بخش می نویسید ، وجود دارد ؟


    جدی است ، یا شما فکر می کنید که خیلی مهم است ،


    این جوابی است که بخشی از بوم ناب قصد دارد به آن پاسخ بدهد ،


    واقعیت این است که تشخیص درست مشکل نیمی از راه حل هست ،


    بارها و بارها دیده شده که استارتاپ ها به دلیل ضعف در تشخیص مشکل ، دچار شکست شده اند ،


    یا بعبارتی مسئله ای که قصد حل کردن آن را دارند


    برای کاربر نهایی از اهمیت زیادی برخوردار نیست !


    در این بخش سه مسئله مهمی که ایده شما قصد دارد آن را رفع کند را لیست نمایید.

  2. راه حل (Solution)   : 

    ما کارآفرینان عاشق راه حل هستیم ،


    لذا این بخش از بوم ناب از جذابیت ویژه ای برخوردار است.


    ، تا اینجای کار ، مسئله تشخیص داده شد و بخش هایی از مشتریان با رویکرد پذیرندگان آغازین تکمیل شد.


    به نظر شما بهترین راه حل ممکن برای رفع مسئله تشخیص داده شده


    برای جامعه هدف اولیه چیست ؟ چگونه باشد بهتر است ، این بخش مقدمه ای برای کمینه محصول پذیرفتنی یا همان MVP: Minimum Viable Product  است .


    در این بخش از بوم راه حل خود را بصورت مختصر تشریح کنید ،


    و نقاط قوت آن را مشخص نمایید.البته در کل یادتان باشد ،


    شما بواسطه بکارگیری یک فرآیند اعتبار سنجی ،


    احتمالا مجبور خواهید شد بخش های زیادی از بوم را بروز رسانی نمایید.


    پس خیلی زیاد بر روی این بخش وقت نگذارید ، ممکن است اصلا مشکل یا مسئله درستی را تشخصی نداده باشد.

  3. سنجه‌های کلیدی (Key Metrics) :

    از کجا بفهمیم که در مسیر درستی قرار داریم ، پیشرفتمان سریع است ،


    کند است یا یکنواخت ! شما نیاز به یک داشبورد اطلاعاتی دارید


    که نتایج فعالیت های شما را در عرصه توسعه مشتری و اعتبارسنجی استارتاپتان را برایتان نمایان کند .


    به این پارامتر های بنیادین ، سنجه ها یا متریک های کلیدی گفته می شود .


    چه چیزهایی را باید لحظه به لحظه رصد کنیم ، آیا تعداد کاربران ثبت نام شده


    از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند ؟ یا کاربرانی که محصول را می خرند ؟


    یا نسبت ثبت نام کنندگان به خریداران ؟ بطور کلی روش های مختلفی برای تعیین سنجه های کلیدی وجود دارد که در نوشته های آینده به انواع آنها اشاره خواهیم کرد.

    شما به روش های گوناگونی می توانید به مشتری دسترسی داشته باشید ،


    باید از روز اول این راه ها یا به اصطلاح کانال ها را مد نظر قرار دهید و آنها را آزمایش کنید ،


    باید بررسی کنید و ببینید کدامیک از کانال ها از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند ،


    ممکنه برخی از کانالها بیهوده باشند و برخی دیگر بسیار مناسب باشند .


    این بخش از بوم شما را به جستجو و آزمایش در این زمینه هدایت می نماید.کانال های شما ممکن است مجانی و یا پرداختنی، درون گرا یا برون گرا (درون گرا مانند بلاگ، SEO، کتاب الکترونیکی و برون گرا مانند تبلیغات چاپی یا تلویزیونی، نمایشگاه و SEM) و مستقیم یا غیر مستقیم باشند.

  4. برتری مطلق (Unfair Advantage) :

    ام دیگر این بخش ، برتری نا عادلانه هم هست ،


    واقعیت این است که شما باید نسبت به رقبایتان یک سری ویژگی داشته باشید که این ویژگی ها به راحتی قابلیت کپی شدن را نداشته باشند ،


    البته لازمه به این نکته اشاره کنم که تقریبا همه چیز قابلیت کپی شدن را دارد ولی مسئله زمانبر بودن آن است.


    نکته ای که در اینجا مطرح می شود این است


    که در زمان شروع به کار شما ، احتمالا این بخش از بوم ناب خالی خواهد ماند ،


    چون برتری مطلق ، چیزی است که شاید از همان اول وجود نداشته باشد و باید در طی زمان بوجود آید .


    این بخش در بوم در نظر گرفته شده است که به شما این نکته را یادآور کند که حتما به فکر خلق یک برتری مطلق در طول زمان باشید.


    البته ممکن است استارتاپ شما از همان روز اول هم برتری مطلق داشته باشد


    ، مثلا دسترسی انحصاری به بخش ویژه از مشتریان ، که برای رقبا دسترسی به آنها خیلی سخت و دست نیافتنی باشد ،


    و یا اینکه یک فناوری خاص که کپی برداری از آن برای رقیبان سخت است .

بقیه پارامترها همان پارامترهای بوم کسب و کار هستند

بوم کسب و کار رااز اینجا بیشتر بخوانید

بوم مدل کسب و کار
بوم مدل کسب و کار

بوم کسب و کار چیست ؟

بوم کسب و کار

بوم کسب و کار چیست ؟

بوم مدل کسب‌وکار، (به انگلیسی: Business Model Canvas)،(بهمین دلیل در اکثر منابع از بوم کسب و کار بصورت مخفف BMC ) الگویی برای تدوین یک مدل برای کسب‌وکاری جدید یا ثبت مدل فعلی مورد استفاده در کسب‌وکار است. بوم مدل کسب‌وکار در واقع یک نمودار تصویری است که بخش‌های مختلفی دارد. هر یک از این بخش‌ها به تشریح گزاره‌های ارزش، زیرساخت، مشتریان یا امور مالی مربوط به یک شرکت یا محصول اختصاص دارد. بوم مدل کسب‌وکار به شرکت‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با ترسیم تعامل میان بخش‌های مختلف کسب‌وکار خود، فعالیت‌های خود را به شکلی هماهنگ به پیش ببرند.

بوم مدل کسب‌وکار ابتدا توسط الکساندر اوستروالدر (به انگلیسی: Alexander Osterwalder) طراحی شد. طبق تعریف استروالدر؛ مدل کسب و کار ابزاری مفهومی است که شامل مجموعه‌ای از عناصر و ارتباط آن‌ها بوده و منطق شرکت جهت درآمدزایی را نشان می‌دهد. تعریف استروالدر و بوم مدل کسب و کار پیشنهادی وی، از توجه و استقبال قابل توجهی برخوردار شده‌است. به طوری که امروزه در اکثر شرکت‌های موفق جهان و رویدادهای استارتاپی از این بوم به عنوان تابلوی راهنمایی برای جهت دهی مسیر کسب و کار استفاده می‌کنند.

از سال ۲۰۰۸ که این بوم طراحی شد، بوم‌های دیگری برای گوشه بازارهای مختلف ارائه شدند که برای نمونه می‌توان به بوم ناب اشاره کرد.

  • اجزای بوم مدل کسب و کار :
    بوم مدل کسب و کار جدولی ۹ بخشی است که بخش‌های مختلف یک محصول یا ایده شامل ارزش پیشنهادی، زیرساخت‌ها، مشتری‌ها و منابع درآمد را مشخص می‌‌کند، که در ادامه به توضیح این ۹ بخش خواهیم پرداخت :

بخش مشتریان (Customer Segments) : در این بخش شما باید مشتریان و کاربران هدف خود را لیست می کنید. برای مثال اگر اسنپ را در نظر بگیرید، شما باید در بخش مشتریان مسافران و راننده ها را وارد کنید و یا اگر شبکه اجتماعی مثل فیس بوک را در نظر بگیرید، باید در این بخش افرادی که پروفایل ایجاد می کنند و شروع به فعالیت می کنند (کاربران) و همچنین تبلیغ کنندگان (مشتریان) را بنویسید.

ارزش پیشنهادی (Value Proposition) : ارزشی است که شما به هر بخش از مشتریان خود ارائه می کنید مثلا ارزش پیشنهادی که اسنپ به مشتریان خود ارائه می کند قیمت های پایین است و ماشین در سریع ترین زمان ممکن در اختیار مسافران است و ارزشی که به رانندگان خود ارائه می کند ، این است که در هر قسمتی از شهر باشند درخواست سفر دارند و همچنین هیچ اجباری برای تعداد سفر در روز و زمان کاری نیز ندارند.

کانال های ارتباطی (Channels) : در این بخش شما کانال ها و راه هایی که از طریق آن ارزش پیشنهادی خود را به دست مشتری می رسانید لیست می کنید. مثلا استارتاپ زود فود از طریق دو کانال اپلیکیشن و وبسایت با مشتریان خود در ارتباط است.

ارتباط با مشتریان (Customer Relationships) : شما در این بخش فعالیت هایی را که قرار است در راستای حفظ رضایت مشتری و تقویت ارتباط با مشتری انجام دهید را لیست می کنید. برای مثال پشتیبانی مشتری یا خدمات پس از فروشی که شما به مشتریان خود ارائه می دهید. به طور خلاصه می توان گفت این بخش تمام فعالیت هایی که شما در طول مسیر خرید یک مشتری از زمانی که با شما آشنا می شود تا زمانی که خرید خود را انجام می دهد و حتی بعد از آن را شامل می شود.

جریان درآمد (Revenue Streams) : در این بخش شما مشخص می کنید که از چه طریقی و به چه میزان قرار است درآمد داشته باشید. یک شرکت می تواند چندین روش درآمدزایی داشته باشد که شما باید تمام آنها را با جزییاتی کامل و به همراه اعداد و ارقام در این بخش بنویسید.

مثلا در مورد اسنپ یکی از روش های درآمدی همان ۱۳ درصد کمیسیون برای هر سفر می باشد که از راننده دریافت می کند و یا شاید شیوه درآمدی برای یک وبسایت فقط تبلیغاتی که درون سایت دریافت می کند باشد. توجه داشته باشید که یک کسب و کار می تواند چندین روش درآمدزایی داشته باشد که شما می بایست تمامی آنها را در این بخش لیست کنید. برای آشنایی بیشتر مدل های درآمدی، مطالعه مقاله انواع مدل های درآمدی به همراه مثال پیشنهاد می شود.

شرکای کلیدی (Key Partners) : در این بخش باید ارتباطاتی که به رشد کسب و کار شما کمک خواهد کرد را وارد نمایید. این بخش می تواند شامل دیگر شرکت ها، ارگان های دولتی، نهادها و… باشد. این بخش را با هم تیمی یا بنیانگذار اشتباه نگیرید. برای درک بهتر این بخش به مثال زیر توجه کنید :

فرض کنید استارتاپ شما شبیه به استارتاپ زود فود باشد. شما اگر بخواهید بخش شرکای کلیدی را برای کسب و کار خود پر کنید قطعا اپلیکیشن بازار و یا شاید برخی از مجلات و وبسایت ها که به تبلیغ شما می پردازند و یا حتی بزرگترین و معروف ترین رستوران های تهران که باعث هرچه زودتر برند شدن شما می شود را باید وارد این بخش کنید.

فعالیت های کلیدی (Key Activities) : فعالیت هایی هستند که شما باید برای پیشبرد یک پروژه و طی کردن مسیر آنها را انجام دهید. مثل تبلیغات ، بازاریابی ، توسعه محصول و…

منابع کلیدی (Key Resources) : منظور منابعی است که شما در طول مسیر پروژه به آنها نیاز دارید. مثل منابع مالی برای تبلیغات ، حقوق کارمندان و…  یا منابع انسانی مثل برنامه نویس ،  تیم پشتیبانی ، تیم بازاریابی و… یا حتی دفتر کار برای استقرار کارکنان نیز جزء منابع فیزیکی دسته بندی می شوند.

ساختار هزینه ها (Cost Stracture) : در این بخش شما هزینه های انجام پروژه را باید لیست کنید که عمدتا به دو دسته هزینه های ثابت (هزینه اجاره دفتر ، حقوق کارکنان و…) و هزینه های متغیر (هزینه پهنای باند ، تبلیغات و…) تقسیم می شود که معمولا هزینه های متغیر بسته به میزان توسعه کسب و کار شما متفاوت است.
 
پیشنهاد میکنم در درک بهتر این موضوع کتاب خلق مدل کسب و کار را که در پست بعدی معرفی میکنم حتما مطالعه بفرمائید